Mehregan


E.mailArchive
 
  نوشتن شور عاشقانه است ...

  یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٥ 

   مهـرگان مبارک 

 

 

 به نام آنکه تاج نگارین نگارش را بر تارک خامه نهاد

اي سوخته ي سوخته ي سوختني

                             عشق آمدني بود  نه آموختني

عمري عشق را از روي سر لوحه هاي ادبيات كهنه ي مان :

ليلي و مجنون ، شيرين و فرهاد ... و برتر از همه حافظ و مولانا مشق كرديم!

خامي و پختگي را گذرانديم و سوختيم، كس نگفتمان كه ره بيهوده مي پوييد!

عمري حافظ خوانديم و قلبمان تپيد ، شوق و تحسين بي حد و اندازه مان با خواندن غزلهاي پر شور و عشق شمس فزوني يافت. ندانستيم و انگاريديم كه عاشق شده ايم!

نمي گم بزرگ شده ام ولي احساس مي كنم اين شور و هيجان كودكي احساسمان بوده!هر چه كه بود شيرين بود خيلي هم شيرين جوري كه مي دانم ديگر تكرار نمي شود ولي دوستش مي داشتم همچون عشق !

اكنون كه شعر بالا را مي خونم و لحظه هاي گذشته را به ياد مي آورم خيلي بيشتر لمسش مي كنم و معنايش را مي فهمم.

پاييز امسال هم كه ما را چشم انتظار باران گذاشت!عيبي نداره ما باز هم همانيم كه بوديم با باران يا بي باران!

بار ديگر مهرگاني ديگر :

امسال هم آمد و ديگر بار تكرار شد

خوشحالم كه باز هم اومدم تونستم بيام و بنويسم اين خودش نعمته حداقل براي من كه مدتي ميشه جوهر قلم هايم همه خشكيده!

به اين سه سال كه گذشته فكر مي كنم و نوشته هاي قديم را نگاهكي مي اندازم چه لطيف بود عشق هايمان! بهار و تابستان سرما و گرما پاييز و زمستان ، برگ ريزان و جوانه زدن هايمان چه زيبا بودند .... .

 

 

 

 

اما چند خطي از اصلي مهرگان :

گروهي بر اين انگارند كه مهر نام خورشيد است و در چنين روزي خورشيد آشكار شدو در اين روز كره ماه كه تا آن روز گوي تاريكي بود از خورشيد فروغ و روشنايي گرفت . گويند كه پارسيان را پادشاهي بود كه مهر نام داشت بي اندازه ستمگر و او در نيمه ماه به دوزخ سرنگون شد بدين شيوه آن روز را مهرگان نام نهادند.

در روز مهرگان پادشاه جامه هایي از خز و ملحم مي پوشيد و جامه هاي تابستاني خود را مي بخشيد و در مدت سال تنها دو بار بارعام مي داد ، نوروز و مهرگان و در اين دو روز همه مردم به پيشگاه پادشاه بار مي يافتند.

مهرگان بي گمان جشن آغازين سال نبوده ولي  با شكوه وعظمتي هم رديف با نوروز برگزار مي شده.

 تا مجالی دیگر.. .

      هر روزتان مملو از شادمانی .

مهـرگان

 

 

 

:: نقش های مهربانی :: نقش       

.:: مهرگان ::.

 

 

 

   .:: آرشیو ::.

 


 

 

 

 

 

 


 

Favorites اضافه به

مهرگان را صفحه اصلی خود کنید


 


 


.:: درباره ی مهرگان ::.

 

.:: پروفایل ::.


 


.:: دل نوشته های پیشین ::.

 

.:: ... ::.

.:: ... ::.

.:: باور ::.

.:: تازه ::.

.:: تولد ::.

.:: برف ::.

.:: با تو ::.

.:: نیمه ::.

.:: دیدار ::.

.:: نوروز ::.

.:: نقش ::.

.:: میلاد ::.

.:: سیب ::.

.:: لحظه ::.

.:: دیوانه ::.

.:: نوبهار ::.

.:: از کجا ::.

.:: فاصله ::.

.:: عشق ::.

.:: روز پدر ::.

.:: جدایی ::.

.:: آسمان ::.

.:: ولنتاین ::.

.:: تولد من ::.

.:: دلتنگی ::.

.:: روز مادر ::.

.:: برف رویا ::.

.:: روز مبادا ::.

.:: بازگشت ::.

.:: لحظه ها ::.

.:: تابستانه ::.

.:: اقاقی ها ::.

.:: دل بسته ::.

.:: بی نهایت ::.

.:: گذر از رویا ::.

.:: بی عشق ::.

.:: کاخ عشق ::.

.:: بلبل شیراز ::.

.:: بهای عشق ::.

.:: غروب جدایی ::.

.:: تند باد حادثه ::.

.:: دو خط موازی ::.

.:: سرمای وجود ::.

.:: در فراق مادرم ::.

.:: مهرگان مبارک ::.

.:: معجزه ی عشق ::.

.:: به روح خسته ام ::.

.:: هنگامه ی مهتاب ::.

.:: فرزند ناخلف خاک ::.

.:: شل سیلور استاین ::.

.:: آری من هم انسانم ::.

.:: چیزی شبیه آرامش ::.

.:: ... مهرگان سموم سرد ::.

.:: مهرگان جشن مهر ایزد ::.

.:: عشق لرزش سادگیست ::.

.:: پاییز فصل رهایی برگ ها ::.

.:: بازگشت آشتی با زندگی ::.

.:: مهرگان ، نخستین سخن ::.


.:: حضور ::.

 



 

ArchiveHomeEmail

کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد